تبليغاتX
خلوت نشین
"سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
ولى دل به پائيز نسپرده ايم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم
اگر داغ دل بود، ما ديده ايم
اگر خون دل بود، ما خورده ايم
اگر دل دليل است، آورده ايم
اگر داغ شرط است، ما برده ايم
اگر دشنه ى دشمنان، گردنيم
اگر خنجر دوستان، گرده ايم
گواهى بخواهيد، اينك گواه
همين زخم هايى كه نشمرده ايم!
دلى سر بلند و سرى سر به زير
از اين دست عمرى به سر برده ايم."
+ نوشته شده توسط مسعود در دوشنبه پنجم بهمن 1388 و ساعت 23:56 |
"ز مهربانی جانان طمع مبُر حافظ        که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند"
+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه پانزدهم دی 1388 و ساعت 23:19 |
مشک برداشت که سیراب کند دریا را       رفت  تا  تشنگی اش  آب  کند دریا را

آب روشن شد وعکس قمر افتاد درآب       ماه می‌خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می خواست ببیند لب او را دریا        پس  ننوشید که  سیراب  کند دریا را

کوفه شدعلقمه، شق‌القمری دیگردید       ماه   افتاد   که   محراب  کند دریا  را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهره  آب       زخم می خورد که  خوناب کند دریا را

ناگهان  موج  برآمد  که رسید اقیانوس       تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

آب  مهریه ی  گل  بود  و   الا خورشید       در توان داشت که مرداب کند دریا را

کاش روی دل خشکیده  ما  آن ساقی      عکسی‌ازچشم‌خودش‌قاب‌کند دریا را

روی دست تو ندیده ست کسی دریادل      چون خداخواست که‌نایاب‌کند دریا را

                                                                   سید حمیدرضا برقعه‌ای  

+ نوشته شده توسط مسعود در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 18:12 |

می توانست کمی بیشتر به فکر خودش باشد. می توانست بیشتر مورد توجه دیگران قرار گیرد. می توانست مثل آب خوردن نفر اول باشد. می شد به راحتی ولایتش، ولایت حیدر شود. کافی بود خیلی وجدانش را درگیر نکند. تنها می بایست چشمهایش را به روی آن کشتار می بست. نه نیازی هم نبود چشمهایش را ببندد. می توانست ببیند و وجدانش هم درد نگیرد. مثلا می شد به وجدانش بگوید "حفظ نظام از اوجب واجبات است" حتی از عدالت و مبارزه با ظلم هم بالاتر است. اما نمی دانم چرا نکرد. خیلی ها ادعا دارند اما مهم این است که بتوانی و پرهیز کنی! زیباترین جمله در مورد او در پیام خاتمی آمده است:

"عالم و متفكر و فقیه بزرگواری رخ در نقاب خاك كشید كه در عرصه علم و عمل همه عمر پربركت خود را در مسیری كه رضایت خداوند را در آن می دانست مصروف كرد."

پی نوشت: روحش شاد.

+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه یکم دی 1388 و ساعت 23:7 |

تا جایی که یادم می آید از بچگی با ما بود. صدایش را من هیچ جای دیگر نشنیده بودم. مادربزرگ می‍گفت علاوه بر آن خیلی هم بلندپرواز است. بعدها که بزرگتر شدم و در کتابها گشتم دیدم درست می گفته بلندپروازترین بوده در نوع خودش. قصه گرفتاریش را مادربزرگ بارها لابلای قصه های دوران کودکی برایم تعریف کرده بود.  یکبار که در آن ارتفاع پرواز می کرده نمی دانم چطوری مادربزرگ که می گفت رنگ گل، بلبل را جذب می کند اما بعدها توی کتابها خواندم بوی گل است که بلبل را شیفته خود می کند، در هرصورت یکجوری متوجه گل معروف مادربزرگ شده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود در جمعه بیستم آذر 1388 و ساعت 1:25 |
سبویم شکسته  است ساقی               جام  یا  می،  کدام  می خواهم؟

تمام گشته نعمت به  یُمن  تو                 من این هر دو را تمام می خواهم

پی نوشت: این دوبیتی با الهام از یک ترجیع بند علوی سروده شده است.

+ نوشته شده توسط مسعود در شنبه چهاردهم آذر 1388 و ساعت 20:41 |

ولادت امام هشتم را خدمت تمامی دوستان تبریک عرض می کنم. به عنوان عیدی  کلیپ زیبای قطعه ای از بهشت را  برایتان گذاشتم.

+ نوشته شده توسط مسعود در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 1:48 |

در زیر بخش منتخبی از طنز ابراهیم نبوی با نام فرهنگنامه سبز آورده شده است:

برهان ( Borhan ): شیئی طولانی و محکم و سخت که با آن حقانیت هر چیزی اثبات می شود. دلیل. حجت. چیزی که با آن قانع کنند بشکلی که هر مخالف به موافق تبدیل شود.

انواع برهان در فلسفه و منطق

برهان مستقیم: "وزیر کشور متقلب است، انتخابات را دولت برگزار کرده، پس در انتخابات تقلب شده است."    
برهان خلف: " احمدی نژاد از رهبر خواسته است که با آزادی زندانیان سیاسی موافقت کند، زندانیان بخاطر احمدی نژاد زندانی شده اند، در نتیجه زندانیان حالا حالا ها آزاد نمی شوند." 

برهان وجوب و امکان ( برهان سینوی): " انتخابات آزاد ممکن الوجود است، حکومت واجب الوجود است، پس اگر انتخاب با وجوب تعارض کند، دهان مان سرویس است."

برهان علیت ( برهان اکویناس- محصولی): "دهانه صندوق رای هشت سانت است، عرض برگ رای گیری 14 سانت است، برگه ها تانخورده است. پس نتیجه می گیریم که مخالفان تقلب حالاحالاها آزاد نمی شوند."

برهان لطف: " یک نفر سوار هواپیماست، هواپیمای او سقوط نکرده و منفجر نشده و دزدیده نشده و بعد از پرواز بر زمین نشسته است، محل نشستن هواپیما ایران است، پس نتیجه می گیریم که خداوند لطیف است و به این مسافران هواپیما لطف کرده است."

برهان صدیقین: "دو صدیقه داریم، یک صدیقه سی سال قبل به آمریکا رفته و اکنون در آلمان در یک مرکز انرژی هسته ای کار می کند، و صدیقه دوم سی سال قبل به خانه شوهرش رفته و اکنون عضو بسیج نیروگاه اتمی بوشهر است، نتیجه می گیریم که صداقت خیلی خوب است."

+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 1:38 |

امروز تهران و شهرری به خود لرزید. آدم باید یاد پیش بینی زلزله بزرگ ری و آخر الزمان بیافتد، اما وقتی استاد دانشگاه تهران علت این زلزله ۴ ریشتری را گسل کهریزک اعلام کرد، نمی دانم چرا ناخودآگاه یاد عاقبت قوم لوط افتادم و باز لرزیدم!

+ نوشته شده توسط مسعود در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 22:39 |
نامه سرگشاده و پرمعنای محمد نوری زاد از مجریان روایت فتح و نویسنده کیهان در اینجا (ایشان در ایران سکونت دارند)
+ نوشته شده توسط مسعود در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 18:57 |